1:جمهوری اسلامی رانمی توان بانگاهی یکسویه تحلیل کرد ودربرخوردباواقعیت های وجودی آن به گزاره های یک بعدی تکیه نمود.ذات چندپاره قدرت درنظام اسلامی به قسمی است که درهردوره ای فقط بایدبه تفسیرهای خاص همان دوره اکتفاء کرد.دوره ای که کاریزمایی نظیرامام وجودداشت بخشی ازتاریخ انقلاب است که باهیچ دوره ای بعدازخودش قابل مقایسه نیست،دراین دوره ماشاهد شکل گیری رفتارهایی هستیم که ازهمه جهات درتناقض باهم واهداف متعالی نهضت پنجاه وهفت هست.ازطرفی به دلیل شرایط خاص جنگی همه ی توجه جامعه به حفظ تمامیت ارضی ومبارزه بادشمن متجاوزاست وازطرف دیگرمردم به سلامت حاکمیت اطمینان کامل دارند وچندان به رفتارهای آنها برای حفظ قدرت توجهی نشان نمی دهند.این اطمینان خاطر وبی توجهی مردم باعث شد که دردرون نظام اسلامی غده های چرکین وغیرقابل باوری شکل بگیرد که صاحب ویژگی های عجیب وغریبی بودند.
2:غده های چرکین به آرامی باعبورازدوره ی گذار-وفات رهبرانقلاب وشروع رهبری جدید-خودبه کانونهای قدرت تبدیل شدند،کانونهایی که به بهانه ی حفظ نظام حاکم برجان،مال،ناموس مردم شده وهررفتاری راباتوجیه امنیتی مباح می دانستند.آنها که تصفیه حساب های خونین زیادی رادرسابقه ی خودداشتند برای شرایط تازه ای که ایران رافرامی گرفت به نسخه های خاص خویش فکرمی کردند.

3:حق اندیشیدن ودگراندیشی درنسخه ی جدید حاکمان امنیتی چیزی درحدمرگ ورفتن به سرای باقی بود!آنها بنابه آموخته هایی که ازتاریخ ومعلمان.....خودداشتندریشه هرنوع تحولی رادراذهان جستجومی کردند ومعتقدبودند برای تداوم قدرت بایدذهنیت هاراکنترل نمود ونتیجه ی چنین تفکریست که مقدمه سازقتلهای دگراندیشان وزنجیره ای درتاریخ انقلاب می شود.
4:شروع این خوی توحش وخونخواری درمردان نظام اسلامی راباید زمانی دانست که به اسم ارتداد،ملحد،ضدانقلاب هزاران جوان ونوجوان سرزمین ماراازدم تیغ گذراندند.ایدئولوژی دردست زنگیان مست شرایطی ایجادکرد که هرکاری می توانند برای بقاء خود انجام دهند واوج این دریده خویی رابایددرکشتار67 وتصفیه حسابهای قومیتی جستجوکرد که به اسم حفظ انقلاب ونظام انجام شد.
5:دوره ی اصلاحات تنها توانست حیات این کانونهای کثیف ومشئمزکننده را زیرزمینی کند ومردم رادرتوهم آزادی وپایان عصرتوحش ببرد.باسپری شدن هشت سال اصلاحات ناکام وبدون نتیجه آنها دوباره به صحنه ی علنی قدرت بازگشتند وبازی کثیفی راآغازنمودند،بازی جدیدی که می توان ازآن به اسم نمایش دمکراسی تحت نظر مقتدا یادکرد.درنمایش جدید شاهدهرنوع شعبده گری وبازیهای مصنوعی هستیم وهرکسی بنا به تاریخ مصرفی که برای اوتعیین می شوددرصحنه نمایش حضوردارد.
6:درسلامت نفس خاتمی تردیدی نیست واوراباید مهاتما-روح بزرگ-خاتمی نامید!ولی بزرگترین دغدغه وسئوالات همه ی ایرانیان آزادیخواه ازاو اینهاست:چه تدبیری برای این غده ی چرکین دارد؟چه تضمینی می توان داد که طبقه ایجادشده توسط مقتدابه نتیجه ی یک انتخابات آزاد تن دهد؟امروزبه یاری پول نفت طبقه ای ازنظامیان وشبه نظامیان به وجود آمده که عملا رودروی مردم قراردارند وشهرهای ایران ر ابه پادگان تبدیل نموده اند،چه تضمینی برای عدم کارشکنی این نشئه شدگان قدرت مطلقه است؟!چگونه می خواهد، ماشین جنگی طراحی شده ای که همه ی ایرانیان رانشانه رفته وبه یاری پول نفت ودرآمدهای بادآورده روزبه روزگردن کلفت ترمی شود، رابه حاشیه براند؟! و...
7:همه چیزایران این روزها دراوج است،نفرت،بی تفاوتی،خشم،صلابت،ضعف و..هرچیزکه فکرکنید!شایدبرای فروپاشی هینمه ای که می بینیم تنها یک تلنگرکافی باشد!وشایدهم تاسالها همین روزهای خاکستری باقی بماند!هیچ چیزنمی تواند قطعی باشد،جزء اینکه می دانیم همه ی ایرانیان منتظرهستند وهرکس منتظر چیزی،کسی واشاید هم راهی!
|
+| نوشته شده توسط
یاغی در پنجشنبه سی ام آبان 1387
|